رضا مسگرلو در سال ۲۰۰۵ از شهر تورنتو کشور کانادا به تیم  global wealth trade ملحق شد.
اما به مدت سه سال هیچ فعالیت مستقیمی نداشت او در سال ۲۰۰۸ تصمیم گرفت تا از شغل مدیریت دولتی خود انصراف دهد تا بتواند وقت ازاد بیشتری رو با فرزندانش بگذراند
او یک نگاه به فعالیت هایش در تیم  انداخت که در طول این سه سال بدون هیچ فعالیتی از طرف خودش تقریبا ۳۰۰۰ عضو پیدا کرده بود و حدود ۷٫۵ میلیون دلار فروش کلی داشت
وقتی که متوجه شد تقریبا دو سوم مسیر رو برای تبدیل شدن به یک میلیونر طی کرده او با تمام تلاش شروع به کار پاره وقت کرد تا کارش را بهبود دهد. او در شش ماه در امدش از شغل مدیریت دولتی را دوبرابر کرد وخودش را بازنشسته کرد او همچنین به چهار نفر دیگر هم کمک کرد تا بازنشسته شوند. در امد او از ۳٫۲ ملیون دلار فراتر بود.
او یکی از ۵ نفر پردرامد ترین های کمپانی هست که در امد یک ماهشان ازدر امد یک سال برخی اعضا بیشتر هست او در مدت بیست و هفت ماه به درامد یک میلیون دلاری رسید و نفر اول بین هفت نفری که بیشترین در امد سالیانه را دارند شد.
رضا برنده ی کاپ پرزدینت کمپانی که بالاترین پاداش کمپانی هست شده و جز یکی از هشت نفری است که عضو شورای مشورتی مدیر عامل کمپانی هستند او همچنین یکی از سهامداران کمپانی هست
تد نیتن (اسم خبرنگار) این افتخارو داشته تا با رضا مسگر لو مصاحبه کنه:
رضا چطور شد با بازاریابی شبکه ای اشنا شدی ؟ وچه کسی دعوتت کرد؟
من تازه از دبیرستان فارغ التحصیل شده بودم و یک امتیاز شعبه رستوران داشتم که خیلی هم موفق بود اما متوجه شدم در صنعت غذا باید حدود هشتاد ساعت در هفته وقت بذارم البته به شرطی که خودم صاحب رستوران باشم و بخوام سود ده باقی بمونم
همیشه خانواده هامون به ما یاد دادن که باید سخت کار کنیم و پولامونو پس انداز کنیم تا بتونیم در اینده با اسودگی خیال بازنشسته بشیم
وقتی در دهه ۲۰ زنگیم بودم برام سخت بود که بتونم خودمو با یک ساعت کاری هشتاد ساعتی در هفته با انگیزه نگه دارم. اما فکر میکردم که جز این چاره ای ندارم.
بعد از این بود که برادرم منو با مفهوم بازاریابی شبکه ای اشنا کرد این موضوع واقعا توجهم رو جلب کرد و من میخواستم که بیشتر در موردش بدونم
واقعا فلسفه جالبی داشت :
سه تا پنج سال کار کن بعد بشین و استراحت کن وتا نسل ها از ثروتت لذت ببر
این شروع کار و یادگیری من در این موضوع بود.
ایا این پیشه یا فلسفه ای که میگی واقعا همون طور که قولشو میداد، بود؟
من واقعا شروع خوبی داشتم و خیلی با انگیزه بودم که بتونم به درامدی برسم که دیگه هشتاد ساعت در هفته کار نکنم
من صد و ده درصد توانمو گذاشتم تو این کار از طریق یه کمپانی مواد غذایی کارمو شروع کردم من شاهد در امد و رشد بی نظیری بودم و به خوبی در مسیر رسیدن به ازادی مالی بودم که ناگهان متوجه شدم  که بهترین کمپانی نوشیدنی های ویتامینی تو شهرمون اومده همین طوری یه بهترین دیگه و یه بهترین دیگه و اینطوری شد که حدود هشتاد درصد تیمم رو که به این کمپانی ها ملحق می شدن از دست دادم اما تسلیم نشدم و بازم تلاش کردم که از نو بسازم بعد از هفت و نیم سال تلاش طاقت فرسا متوجه شدم که متوسط نسبت نگه داری در محصولات بهداشتی و تغذیه ای کمتر ار ده درصد هست و این منو راضی نمی کرد .
میخواستم کمپانی درست رو پیدا کنم که دارای این شرایط باشه:
یک – کمپانی ای که دارای محصولات کار درست و بدرد بخوری باشه و داری سیستم جبران خسارت کار امدی  برای مشتری هاش باشه (محصولات تکی داشته باشه که قابل کپی برداری نباشه)
دو- کمپانی ای که اجناس معمولی و پیش پا افتاده مثل پودر لاغری یا پروتیینی نداشته باشد. میدونیم همه مردم اینا رو مصرف نمیکنن وعده ای هم که مصرف میکنن معمولا دیگه ادامه نمیدن و یه کمد پر قوطی های این محصولات دارن که استفاده هم نمیکنن.

سه- یه کمپانی که محصولاتش واضح و مشخصه یعنی لازم نیست که استاد ای تی باشی یا یه نیمچه دکترا که بخوای مردمو قانع کنی که محصولات بدرد بخور هستند
بعد از شانزده سال گشتن و تسلیم نشدن پیداش کردم کمپانی
 global wealth trade

چطور شد که موفق شدی ؟ رمز موفقیتت چیه؟
مردم همیشه از من میپرسن که رازت چیه جواب ساده ی من اینه که هیچ رازی وجود نداره من فقط این فرصت و محصولات رو با هر کس و همه کس تقسیم میکنم و مردم خودشون به من ملحق میشن .
چون محصولات ما پر سود هستند این یه سناریو برد- برد هست و واقعا یعنی به واقعیت رسیدن ارزوها
وقتی کسی به فرصتی که در اختیارش میزارم یا محصولی که بهش معرفی میکنم نه میگه  من میدونم یا الان زمان مناسبی براش نیست یا این که واقعا نمیتونه تصویر بزرگ رو ببینه چون ساده بهتون بگم چیزی اینجا نیست که دوست داشتنی نباشه....
من حدود بیست و پنج سال پیش چیزی از مربیم یاد گرفتم که بهم گفت:
Some will , some wont , so what I am having a blast

بعضیا انجامش میدن بعضیا انجامش نمیدن خوب که چی ؟ به من که داره خوش میگذره !
اعضای تیمت از چه کشور هایی هستند وچه تفاوتی تو ساخت تیم در کانادا و دیگر کشور ها هست؟
من خودم شخصا ۷۴ نفر معرفی کردم و تیمم به حدود ۱۵۰۰۰ نفر در ۸۱ کشور رشد کرده محصولات ما به صورت بین المللی تایید شده و به همین دلیل ما در ۸۱ کشور حضور داریم محصولات ما دوست داشتنی هستند گرامی داشته میشن ودر چهار گوشه ی جهان و وسطاش خواهان دارن!
محصولات ما چیزایی هستند که مردم خودشون میخوان که داشته باشن نه محصولاتی که بهش نیاز داشته باشن که ما مجبور بشیم قانعشون کنیم از ما خرید کنند.
نکته دیگه ای که باید بگم اینه که علارغم این که ما یه کمپانی با محصولات سطح بالاهستیم اما قیمت محصولاتمون از حدود ۱۸ دلار شروع میشه. ما هر مشتری ای رو جذب میکنیم میتونید نگاهی به امریکای جنوبی،  اسیا  و اروپای شرقی بندازید مردم عاشق محصولات ما هستن.
ایا تمرین و رشد شخصی برای شما و تیمتون مهمه؟
صد البته اولین سمینار رشد شخصی که من شرکت کردم یکی از سمینار های جان کلنش بود من بعد از اون هم در سمینار های زیادی حضور داشتم .
چه برایان تریسی باشه یا جیم ران یا انتونی رابینز یا رهبران صنایع مثل لری تامسون و مارک یارنل این یه پروسه یادگیری هست که تمومی نداره
من عادت داشتم که هزاران دلار برای شرکت در این سمینار ها بپردازم و هنوز هم این کارو میکنم
من واقعا به مردم توصیه میکنم که هرچقدر که میتونن در این دوره ها شرکت کنند
من وقت زیادی رو تو جاده ها میگذرونم رانندگی از شهری به شهر دیگه پرواز از کشوری به کشور دیگه و چون خیلی علاقه ای به خوندن کتاب ندارم همیشه به نسخه های صوتی کتاب ها گوش میدم.
ایا پند یا نکته طلایی ای برای کسانی که تازه وارد بازاریابی شبکه ای میشن داری؟
واقعا فلسفه ی عالی ای هست و خیلی هم با عقل جور در میاد
سهم خودتون تو کار رو با سعی و تلاش زیاد به دست بیارید و مطمئن باشید که سه رکن اعتقادیتون قوی (اعتقاد به کمپانی تون به کارتون و خودتون) مطمئن باشید که قویا این سه چیز رو باور دارید
امروز با وجود تکنولوزی به راحتی میتونید به اطلاعات دسترسی داشته باشید کمپانی درست رو پیدا کنید یک کمپانی که رهبری درستی هم داشته باشه و مطمئن باشید که سیستم تقسیم درامد هر کمپانی ای که انتخاب میکنید ساده و قابل فهم باشه
اگر در فهم سیستم تقسیم در امد مشکل دارید و احساس سردرگمی میکنید ازشون تقاضای توضیح بکنید تا براتون روشن و قابل فهم بشه اگر هنوز هم سردر گم هستید کمپانی رو ترک کنید حتما به یه دلیلی کمپانی اینقدر این سیستمو پیچیده و گیج کننده درست کرده
به طور کلی اینو میخوام بهتون بگم که مطمئن باشید که میدونید دارید چیکار میکنید هر سوالی دارید بپرسید هیچ سوالی احمقانه نیست.
واضحه که با تکنولوژی امروز من میتونم کارمو در سرتاسر جهان گسترش بدم و دارم در استفاده از رسانه های عمومی مثل فیسبوک یا لینکدین ماهرتر میشم..تبلیغات هنوز هم روش خوبی است. ساختن بیزینستون وقتی رو در رو با مردم حرف میزنی هنوز هم روش مورد علاقه ی منه با توجه به این که میدونم ساختن علاقه و اعتماد در طرف مقابل از طریق ایمیل و تلفن چقدر سخته .
توصیه من اینه که از هرروشی میتونید استفاده کنید
چطور بیزینس خودت رو پیش میبری؟(زیر مجموعه میگیری)
من مفهوم بازاریابی رو فهمیدم و این به این معنی است که مردم همیشه مردم هستند در هر کجای دنیا که میخواهد باشد.همه علایق یکسان دارند (مثل داشتن پول زیاد و وقت ازاد )برای مثال اگر کسی من رو در خیابان یا یک مراسم ببیند و از من بپرسد که شغلم چیست من خیلی راحت دستهامو و کیف پولم رو بهش نشون میدم و همه چیز رو براشون توضیح میدم.این باعث میشه نظرشون جلب بشه و باعث اغاز یک مکالمه بین ما بشه.
  اگر مردم به صفحه فیسبوک من مراجعه کنند تمام چیزی که میبینند، یک روش زندگی، داستان های موفقیت ما و محصولات کمپانی ماست که همه ی اینهارا ممکن کرده و این خود نظر مردم رو جلب میکنه
روش دیگه ای که استفاده میکنم پخش کردن کاتولوگ های زیبای شرکت است که در مکانهای شلوغ پخش میکنم و یا از طریق کانال یا وبسایت و یا صفحه یوتیوب.gwt
برادرت مدیرعامل شرکت است.ایا این کا رو برات اسون تر میکنه؟
(رضا با خنده میگه:) راستش از بعضی جهات کار برام سخت تره .منی که ار پر درامدترین اعضای یک کمپانی هستم و این باعث میشه که انتظارات مدیرعامل از من دو برابر باشد.یکی از این جهت که گفتم  و دیگری اینکه برادر مدیرعامل هم هستم.

 
بازدید : 817
14 مهر 1395 ساعت 12:09 ب.ظ
درحال بارگزاری
درحال بارگزاری
درحال بارگزاری
کانال تلگرام مدار ثروت